تبليغاتX
مهرآفرید

سوتی تلویزیونی
جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت
من اصولا خیلی کم تلویزیون نگاه می کنم. معولا اگه فیلم سینمایی خوبی داشته باشه یا مسابقه ورزشی نگه می کنم. دیروزم بر حسب اتفاق دیدم داره کشتی پخش می کنه و یه کشتی بود بین دو تا کشتی گیر که یکیشون اهل رومانی بود و اون یکی معلوم نبود کجاییه. تلویزیون آذربایجان هم که مسابقات در اونجا جریان داشت هیچی روی تصویر ننوشته بود. تایم اول تموم شد و گزارشگر محترم همچنان مشغول گزارش بود. در تایم دوم یه دفعه اون کشتی گیر که معلوم نبود کجاییه و با دوبنده ی قرمز کشتی می گرفت بالاخره پشت به دوربین شد و   بالاخره معلوم شد این کشتی گیر کجاییه. پشت دوبنده این کشتی گیر نوشته بود   ISR یا همون اسراییل خودمون. مسولین پخش هم تا دیدن اینطوریه بی سروصدا تصویر رو قطع کردن و مثل همیشه بهانه ی قطع تصویر از فرستنده رو آوردن. ولی این سوتی یه خوبی که داشت ما بالاخره چشممون به جمال یه ورزشکار اسراییلی روشن شد. آخه همیشه فکر می کردیم آخه اینا چی دارن که ورزشکارای ایرانی باهاشون کشتی نمی گیرن.
نوشته شده توسط مهرآفرید | موضوع: | لینک ثابت |
فیلم سینمایی
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت
چند وقته درگیر ساخت یه فیلم سینمایی شدم که کارگردانش از فرانسه اومده. البته الان مراحل پیش تولید رو می گذرونه.  هفته پیش تست بازیگری گرفتیم. الانم داریم دنبال لوکیشن می گردیم. یکی از لوکیشناش تو یه خونه ی قدیمیه. هنوز نتونستیم اون جایی رو که می خوایم پیدا کنیم. شما جایی رو سراغ ندارین؟

نوشته شده توسط مهرآفرید | موضوع: | لینک ثابت |
بهترین هدیه
سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت
دیروز بهترین هدیه در تمام زندگیمو رو گرفتم. میدونین چی بود؟ یه بسته اسمارتیز. اونو یه دختر کوچولوی سه ساله بهم داد. در حالی که با یه کاغذ سفید دورش اونو کادو کرده بود. خیلی بهم چسبید. چون با صداقت کودکانه بهترین چیزی رو که داشت بهم هدیه کرد. شیرینی این هدیه مثل اسم اون دختر کوچولو - عسل - بود.
نوشته شده توسط مهرآفرید | موضوع: | لینک ثابت |