مهمترین مساله ای که وارد فوتبال ما شد ادبیات جدید فوتبالی بود که توسط افشین قطبی سرمربی موفق پرسپولیس مطرح شد.
این آدم انقدر مودب و موقره که حتی موقع باخت و حتی زمانی که داشتن به طرفش سنگ و ترقه پرتاب می کردن هیچگونه حرف توهین آمیزی نزد و همچنین در مورد مربیای تیم های دیگه حرف نامربوطی نزد.
فردا مسابقه بین پرسپولیس و سپاهان با هر نتیجه ای به پایان برسه به نظر من برنده واقعی لیگ کسی نیست جز افشین قطبی.
امیدوارم مرییان تیم های دیگه هم یه نیم نگاه به ادبیات افشین خان داشته باشن.
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود. پس از
اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد: جاسوس مي
فرستيد به جهنم!؟
از روزي كه اين آدم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و
بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان
عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت
باز گرداند.
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی
را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده می شد: من کور هستم لطفا کمک کنید.
روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل
کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی
او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او
گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که
کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او، خبرنگار را
شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه
نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به
شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که
او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:
امروز بهار است، ولی
من نمی توانم آن را ببینم!!!!!
وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر
بدهید. خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز
برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه
بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

