گدا پروری و گدایان پر رو
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت
دیروز داشتم پیاده می رفتم خونه که پسر جوون جلوم سبز شد و گفت آقا صد تومن به من بده می خوام سوار تاکسی بشم.
منم که حس ژورنالیستیم گل کرده بود بهش گفتم بیا با هم پیاده بریم تا اونجا با هم صحبت کنیم.
با هم همقدم شدیم. یه دفه دیدم یه سیگار تو دستشه که من تا اون لحظه ندیده بودمش.
گفتم چطور پول داری سیگار بخری ولی پول تاکسی نداری؟
شروع کرد ناله کردن به شیوه ی گداهای امروزی که پدر مادرم مردن و داداشم تو انگلیسه و منم اینجا تنهام و...
وسط راه نشست یه جا و گفت خسته شدم و منم به راهم ادامه دادم. تو راه با خودم فکر می کردم که قبلا گداها هم کمتر بودن هم یه حجب و حیایی داشتن. اگرم پول می خواستن حداقل سعی می کردن کسی نفهمه و آهسته می گفتن پول می خوایم. بعدشم نرخ تعیین نمی کردن.
البته تقصیر خود مردم هم هست که بهشون کمک می کنن. اگه کسی بهشون کمک نکنه از گرسنگی میرن دنبال کار کردن. مگه اینایی که تو خونه مردم کار می کنن (پله شوری و ...) محتاج نیستن؟
منم که حس ژورنالیستیم گل کرده بود بهش گفتم بیا با هم پیاده بریم تا اونجا با هم صحبت کنیم.
با هم همقدم شدیم. یه دفه دیدم یه سیگار تو دستشه که من تا اون لحظه ندیده بودمش.
گفتم چطور پول داری سیگار بخری ولی پول تاکسی نداری؟
شروع کرد ناله کردن به شیوه ی گداهای امروزی که پدر مادرم مردن و داداشم تو انگلیسه و منم اینجا تنهام و...
وسط راه نشست یه جا و گفت خسته شدم و منم به راهم ادامه دادم. تو راه با خودم فکر می کردم که قبلا گداها هم کمتر بودن هم یه حجب و حیایی داشتن. اگرم پول می خواستن حداقل سعی می کردن کسی نفهمه و آهسته می گفتن پول می خوایم. بعدشم نرخ تعیین نمی کردن.
البته تقصیر خود مردم هم هست که بهشون کمک می کنن. اگه کسی بهشون کمک نکنه از گرسنگی میرن دنبال کار کردن. مگه اینایی که تو خونه مردم کار می کنن (پله شوری و ...) محتاج نیستن؟
کودکان و روز جهانی کودک
چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت


بچه ها در دوره های مختلف سنی در خوابگاه های جدا نگهداری می کردن. وقتی وارد اولین خوابگاه شدیم دو تا دختر کوچولو اومدن به استقبالمون و تا وقتی اونجا بودیم همش تو بغل ما بودن و با ما بازی می کردن.
واقعا همه تحت تاثیر قرار گرفته بودیم. این بچه های بی گناه چقدر تشنه محبت و داشتن یه خانواده بودن و ازشون دریغ شده بود. امروز روز جهانی کودکه ولی این بچه ها خوشحال نیستن.
در کنار اون باید آفرین گفت و قدردانی کرد از کسانی که با عشق از این بچه ها نگهداری می کنن. واقعا خیلی صبر و از خود گذشتگی می خواد.
امیدوارم روزی برسه که همه مردم دنیا در آرامش زندگی کنن.
فاجعه در راه است
شنبه ششم مهر 1387 ساعت
چند روز پیش سعید کرمی رو تو خیابون دیدم. گفت که یه سری عکس از سد اکباتان گرفته و گذاشته تو سایت جام جم آنلاین.
وقتی عکس ها رو دیدم فهمیدم فاجعه بسیار عظیمی تو راهه و متاسفانه ما بهش بی توجهیم. خشکسالی امسال موجب کم شدن آب سد شده و اگه تا چند وقت دیگه بارون نباره و یا مسئولین فکری نکنن با بی آبی مواجه میشیم. متاسفانه مردم هم صرفه جویی رو رعایت نمی کنن و فکر می کنن اگه میگن آب کمه شوخی می کنن یا مثل چیزای دیگه از خارج وارد می کنن.
ولی متاسفانه عمق فاجعه خیلی بیشتر از این حرفاست.
اگه می خواین به عمق فاجعه پی ببرین یه نگاهی به این عکسا بندازین.
از سعید عزیز هم به خاطر این عکسا ممنونم.
وقتی عکس ها رو دیدم فهمیدم فاجعه بسیار عظیمی تو راهه و متاسفانه ما بهش بی توجهیم. خشکسالی امسال موجب کم شدن آب سد شده و اگه تا چند وقت دیگه بارون نباره و یا مسئولین فکری نکنن با بی آبی مواجه میشیم. متاسفانه مردم هم صرفه جویی رو رعایت نمی کنن و فکر می کنن اگه میگن آب کمه شوخی می کنن یا مثل چیزای دیگه از خارج وارد می کنن.
ولی متاسفانه عمق فاجعه خیلی بیشتر از این حرفاست.
اگه می خواین به عمق فاجعه پی ببرین یه نگاهی به این عکسا بندازین.
از سعید عزیز هم به خاطر این عکسا ممنونم.
امتیار دهی گوگل به وبلاگ شما
دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت
گوگل به تازگی ( تا این لحظه 2 ماه و 4 روز و 8 ساعت و ...) امکانی ایجاد کرده که می تونین امتیاز وبلاگ خودتون رو اونجا ببینین.
کار جالبی به نظر میاد. البته اگه سیستم امتیاز دهی درست باشه.
سقف امتیاز 10 هستش. اگه از 5 بیشتر گرفتین جایزه دارین.
حالا یه بار امتحان کنین شاید امتیاز خوبی گیرین.
این شما و این سیستم امتیاز دهی گوگل
کار جالبی به نظر میاد. البته اگه سیستم امتیاز دهی درست باشه.
سقف امتیاز 10 هستش. اگه از 5 بیشتر گرفتین جایزه دارین.
حالا یه بار امتحان کنین شاید امتیاز خوبی گیرین.
این شما و این سیستم امتیاز دهی گوگل
